این بار براتون دو تا شعر کوتاه میگذارم

که هر دو سروده سال ٨٣ هستن.

......

قمری گفت:زمستان شده،نای ماندن ندارم.

کلاغ گفت:کلاغ شو،پرنده تر می شوی!

قمری گفت:من که سیاه نیستم!

کلاغ گفت:ولی از کودتا چیزی نمی گذرد

قمری گفت:جواب گنجشکها را چه بدهم؟

کلاغ گفت:قار قار قار قار............

 

و دومی.....

 

کودتا که پایان گرفت

سازمان اهداء خون رسماً تروریست شناخته شد.

/ 80 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سارا رهگذر

کلاغ گنجشک قمری انگار زیادی با هم فرقی ندارند آمده است و در کنج لانه ی قمریکان حیاط خانه ی قدیمی مادربزرگم لانه کرده است این زردی خزانی که دوستش ندارم

بهاره مکرم

سلام زیبا بود ممنونم از حضور شما موفق باشید

سمانه مرادی

سلام گاهی اوقات قار قار هم جواب دندان شکنی ست البته بستگی به گناهکار بودنمان دارد شاید هم قار قار قار قار ... من هم از آشنایتون خوشحال شدم پیروز باشید تا بعد[گل]

زهرا

سال ها به گوشمان خوانده بودند بهشت زیر پای مادران است این روز ها می بینیم بهشت زهرا زیر پای مادران جوان داغدار است... مادران جوان! مگر مبارز بیست ساله مادر چند ساله دارد؟...

محدثه نیری

سلاماقایبهشدتبرگزیده شعراتون منو یاد نقاشیهای آقای "کامبیزدرمنش" انداخت. اما موسیقی خاص وبتون: آدمو به وحشت میندازه اما این انتخاب عالیه کاش کلاغو میشد فهمید...

نویسا

آدر جدید گروه هرمس www.hermese.vov.ir www.hermese.persianblog.ir

روناک رحیمی

کاش به جای رنگ به رنگ شدن می‌شد ماند و پرنده بود... آهنگ زیبایی گذاشتین به روزم سر بزنید

نارنجی

سلام . من اپ کردم . خوشحال می شم نظرتونو در مورد کارم بدونم . لطفا نقد کنید . با تشکر.