نمایش زود شروع شد

وپرده زودتر فرو افتاد

پیر مرد عصا زنان از خیابان گذشت

رهروان فانوس به درها آویختند

شهر ستاره باران شد

زن گیسوانش را صبح بافته بود

تا شور شاعرانگیش را عاشقانه گره بزند به تار و پود این دژم

اما..............

تنها نور بود

تنها صدا بود

هیچ بود

می گفتند باران که بیاید زمین حرف می زند

می گفتند باران که بیاید سیب ها شکوفه می کنند

می گفتند باران که بیاید خدا می خندد

اما..............

فانوسها یکی یکی سوختند

رهروان آتش افروختند

آتش به خیابان ها آمد

درها را سوخت

پنجره ها را

تاقچه ها را

گل ها را

زن خندید و کودک از شوق هزاران بار مرد شد

می گفتند هیچ کس مرگ را ندیده

می گفتند مرگ مثل خوابیدن ساعت شماته دار است

می گفتند مرگ شبیه قصیده ای است که کسی صِلِه اش را نمی پردازد

اما............

نمایش زود شروع شد

باران زود بارید

مرد زود در باران آمد

زن زود آیینه را در هم شکست

کودک زود مرد شد

و پرده نیز زود فرو افتاد

مثل اینکه پا رو پا بیاندازی و از عشق حرف بزنی

قدیم ترها اینطور بود

حالا نمی دانم

اما این را می دانم که جایتان خالیست

مثل همین سکوت

مثل همین سیاه بلند

اما من ایمان دارم

باران که بیاید زمین حرف خواهد زد.

 

 

                                                                                      الف(حمیدرضا)گروسی

                             

 

/ 26 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ستاره

سلام مرسی اومدی پیشم....ممنونم از نظرت...نوشته هات زیبان همه رو می خونم نظرمو بهت می گم...

ستاره

به گمانم مداد رنگی های خدا گم شده ؛ بی دلیل نیست که روزگارم «سیـــاه» است!

مهسا

ای کاش علی شویم و عالی باشیم هم سفره ی کاسه ی سفالی باشیم چون سکه به دست کودکی برق زنیم نان آور سفره های خالی باشیم میلاد مولا علی مبارک ...

روح الله احمدی(بلبل)

سلام گرامی با اینکه برای اولین بار آمده ام اما بسیار لذت بردم پایدار باشید... خیلی زیبا بود

ستاره

دلم را ورق می زنم به دنبال نامی که گم شد در اوراق زرد و پراکنده ی این کتاب قدیمی به دنبال نامی که من... _من ِ شعرهایم که من هست و من نیست_ به دنبال نامی که تو... _توی آشنا_ناشناس تمام غزل ها_ به دنبال نامی که او... به دنبال اویی که کو؟!! +زنده یاد قیصر امین پور

عسل

سلام به روزم و منتطر نقد تکان دهنده ای دیگر پایدار باشی و مرد

می سم

سلام و درود ./ " هيچ كس نمي آيد ! "............/ داستان منتظر حضورتان/ خصوصا نقدهاي بسيار خوب تان .

راثی پور

سلام.با شعری در باره احمد شاملو به روزم

ملیکا

سلام . این متنی که من با آن روبه رو هستم,یک شعر نو است یا واگویه های یک دلتنگ باران نخورده.متن تکلیف مرا مشخص نمی کند. ولی با این اوصاف من از کار لذت بردم .و منتظر کارها جدیدتر و قوی تری از شما هستم. حرفی که از دل براید بر دل نشیند. نمایشی که زود شروع شد ,دیرتر از موعودش فروباشی می شود,خصوصا که نسلت نسل باران خورده ایی باشد.

آسمانی ترین ستاره

سلام بیایید در آستانه ی میلاد مولای عاشقان ، حضرت حجت (عج) ، همه ی ما وبلاگ نویسان از امروز تا جمعه که روز میلاد است ، بعد از نماز مغرب و عشا ، یک بار دعای فرج را بخوانیم و 10 صلوات بفرستیم . به امید آنکه این جمعه ، جمعه ی ظهور باشد . هر کس که در این طرح شرکت می کند ، در وبلاگ من یک یا مهدی بنویسد . لطفا این پیام را به دوستان وبلاگ نویس دیگر هم که می شناسید ارسال کنید . با تشکر فاطمه آسمانی