صد ســــــــــــــــــــــــال تنهایی

 
نویسنده : اصغر(حمیدرضا)گروسی - ساعت ٢:٢٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ تیر ۱۳٩۱
 

سلام

ببخشید بابت دیرکرد.خیلی درگیر بودم

با دو تا شعر کوتاه در خدمتتون هستم

-------------------

همه چیز این جهان خنده دار است

اینکه من به هزار جان کندن لبخند تو را قاب می گیرم

اینکه تو در پس هر زهر خند خنجری نهان داری

و ما به هزار ترفند

چای می نوشیم،شعر می خوانیم،سیگار دود می کنیم

ما معجزه گران بی معجزه ایم

که هیچ امتی به حرفها و لحظه هایمان ایمان ندارد

فردا نیز اگر با تمام اسباب این اتاق به قعر زمین سقوط کردم

نخند........

بیش از این از دست من کاری ساخته نبود

-------------------------------

شهادت میدهم......

شهادت میدهم که خورشید از من کینه به دل دارد

یا نشان خانه ام را از یاد برده

باشد،خیالی نیست......

محبوب من

تو چترت را با خودت بیاور

من نیز تظاهر می کنم آفتاب می گیرم.