صد ســــــــــــــــــــــــال تنهایی

 
نویسنده : اصغر(حمیدرضا)گروسی - ساعت ٢:٠٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۳ شهریور ۱۳۸۸
 

این بار براتون دو تا شعر کوتاه میگذارم

که هر دو سروده سال ٨٣ هستن.

......

قمری گفت:زمستان شده،نای ماندن ندارم.

کلاغ گفت:کلاغ شو،پرنده تر می شوی!

قمری گفت:من که سیاه نیستم!

کلاغ گفت:ولی از کودتا چیزی نمی گذرد

قمری گفت:جواب گنجشکها را چه بدهم؟

کلاغ گفت:قار قار قار قار............

 

و دومی.....

 

کودتا که پایان گرفت

سازمان اهداء خون رسماً تروریست شناخته شد.