صد ســــــــــــــــــــــــال تنهایی

 
نویسنده : اصغر(حمیدرضا)گروسی - ساعت ٤:٠٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ آذر ۱۳۸٩
 

تو این پست یه ترانه میذارم.ترانه ای که تو سبک راک اندرول خونده شد ولی هیچ کس نشنید.بند بندش منو یاد شب زنده داریا و موزیک بی نظیری که براش ساخته شد میندازه ولی افسوس......

دست تو می لرزه اما ،تیر هفت تیرتو دریاب

عقده دلت رو واکن ،بچکون ماشه رو ارباب

من پاپتی یه عمره توی کابوس قصاصم

تو بُکش همش همینه که به امر تو خلاصم

من که با خودم غریبم ،اینو هیشکی نمی دونه!

حالا هفت تیر تو و من قصه مرگ و جنونه

نه خیال کنی که حرفام همگی عُذر و بهونه س

وقتی از خطر گذشتی حتی مرگم بچگونه س!

شب و از حادثه رد کن ،من که همنشین مرگم

فصل نو کردن قصه س ،تو بهاری من تگرگم

دست تو می لرزه اما ،تیر هفت تیرتو دریاب

عقده دلت رو واکن ،بچکون ماشه رو ارباب

بچکون ماشه رو ارباب ،آدمکها رو خبر کن

این ترانه رو بسوزون واژه ها رو در به در کن

همه جا سرود کشتن ،همه چی سرخ جنونه

فصل کشتن ترانه س ، وقت انفجار خونه

این مترسکای چوبی ،پاسبونای تبردار

توی فکر قتل باغن ،بیا هفت تیرتو بردار

جنگل و به ابرا بسپار اونا دلتنگ بهارن

تو بزن پلنگ زخمی بزار این ابرا ببارن

غسل تعمید ترانه س ،خیس واژه های نابم

مرگ من دست خودم نیست ،من دچار اضطرابم

دست تو می لرزه اما، تیر هفت تیرتو دریاب......