صد ســــــــــــــــــــــــال تنهایی

یک شیشه عطر

از پنجره ای افتاد در لندن

و شکست

بوی بازارچه نیشابور آمد و رنگ زعفران

از غروب ریخت.

 

                                    بیژن نجدی

نوشته شده در پنجشنبه ٤ شهریور ۱۳۸٩ساعت ٤:۱۱ ‎ب.ظ توسط حمیدرضاگروسی نظرات () |

انجمن شعر و ادب سه شنبه ها با مدیریت حمیدرضا گروسی آغاز به کار کرد

زمان:سه شنبه هر هفته ۴ تا ٧ عصر

مکان:سالن کنفرانس فرهنگسرای امام علی هشتگرد

نوشته شده در پنجشنبه ۱٤ امرداد ۱۳۸٩ساعت ٦:۱٦ ‎ق.ظ توسط حمیدرضاگروسی نظرات () |

کسی که می اندیشد

تمامی میوه ها

زمانی می رسند که توت فرنگی

از انگور

هیچ نمی داند

نوشته شده در شنبه ۱ خرداد ۱۳۸٩ساعت ٥:٥۱ ‎ق.ظ توسط حمیدرضاگروسی نظرات () |

بر روی کاغذ سیگار

طرح زنی کشید

طرحی چو دود،چو رویا

رو کرد سوی من

و....گفت:کمی توتون

*****

با پنجه های ساحر خود گرم کار شد

پیچید،با ظرافت،سیگاری

کبریت کشید

*****

دود

رقصید در فضا

از حلقه های دود

طرح زنی میان فضا ریخت

طرح زنی

بی سر

*****

برخاست،رفت

*****

برداشتم

سیگار نیم سوخته اش را

آهسته باز کردم،دیدم!

طرح سر زنی

مانده است روی کاغذ ته سیگار

                                     نصرت رحمانی(میعاد در لجن)

نوشته شده در پنجشنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳۸٩ساعت ۱:۱۳ ‎ب.ظ توسط حمیدرضاگروسی نظرات () |

Design By : Night Melody